عطار » مختارنامه » باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم » شمارهٔ ۸

چندانکه به درد عشق می‌پویم من

در دردم و دردِ عشق می‌جویم من

کو سوخته‌ای که جان او می‌سوزد

تا بو که بداند که چه می‌گویم من