عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶۸

کاری که ورای کفر و دین می‌دانم

آن دوستی توست، یقین می‌دانم

در جانِ من، آن سلسله کانداخته‌ای

هرگز نشود گُسسته، این می‌دانم