عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۴۶

جان حمد تو از میانِ جان می‌گوید

مستغرق تو هر دو جهان می‌گوید

گر شکرِ تو این زبان نمی‌داند گفت

یک یک مویم به صد زبان می‌گوید