عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۴۵

ای آن که به حکم، ملک می‌رانی تو

وز دل، خطِ نانوشته، می‌خوانی تو

گر با تو نگویم که چه گویم در دل

ناگفته و ناشنیده می‌دانی تو