مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹۳

آن دیده که هست عاشق گلزارش

مشغول کجا کند سر هر خارش

گر راست بود یار بود درکارش

ور کژ نگردد راست نیاید کارش