ز بوی زلف تو مستم بهار را چکنم
هلاک روی توأم لاله زار را چکنم
مراکههست خط وعارض تو سبزه و آب
کنار کشت و لب جویبار را چکنم
نه عزتست مرادم ز اعتبار بدهر
خوشم بخواری عشق اعتبار را چکنم
گرفتم اینکه کنم ضبط ناله درغم دوست
هجوم گریهٔ بی اختیار را چکنم
دیار خوش بود اما بشرط صحبت یار
جدا ز یار چو «طالب» دیار را چکنم