طالب آملی » افزوده‌ها از نسخ دیگر » غزلیات » شمارهٔ ۸۴ - ۲

هنوز با دل افسرده، آرزو طلبیم

نه‌ایم ز اهل هوس، لیک رنگ و بو طلبیم

کجاست پند سرای فصیح موعظهٔ

که گوش گشته سراپای گفتگو طلبیم

نرفته شور جوانی به پیری از سرما

هنوز معرکه مشتاق و های‌وهو طلبیم

ز ذوق عشق نیفتاده‌ایم یکسر موی

همیشه گوشه ابرو پسند ورو طلبیم

قسم بکوشهٔ چشم پیاله گردش دوست

که ما هنوز قدح تشنه و سبو طلبیم

سیه گلیم گناهیم ای سحاب کرم

ببار قطره چندی که شست‌وشو طلبیم

نکنده‌ایم بیکبار دل ز صحبت و سیر

هنوز دامن کشت و کنار جو طلبیم

دو تیغه باز طلب نیستیم در ره عشق

سراغ خود چه نمائیم ما که او طلبیم

نشان کلبهٔ ما بی سراغ نتوان یافت

که همچو گوهر کمیاب جستجو طلبیم

تودان و سوزن عیسی دلا و سینهٔ چاک

که ما ز سوزن مژگان او رفو طلبیم

سئوال ما بغضب چون کلیم رو نکند

که ما ز خیل گدایان آرزو طلبیم

ز خوان عشق یکی گرم لقمه‌ایم لذیذ

ولیک در خور اندام خود گلو طلبیم

سپیدگشت وسیه روی وموی ماو هنوز

بسان شانه و آئینه روی و مو طلبیم

ز یکدرست تمنای رزق ما «طالب»

نه زآن گروه گدایان کو بکو طلبیم