باده نوشی چو مرا توبه گناهیست عظیم
مشرب زهد برین نکته گواهیست عظیم
پای خم رامده از دست اگر مرد رهی
در شبیخون غم و غصه پناهیست عظیم
از تو تا بتکده گامیست قدم سست مدار
درگذر از سفر کعبه که راهیست عظیم
تاری از زلف تو با رشتهٔ جان پیوستم
چکنم چاه زنخدان تو چاهیست عظیم
«طالب» از کثرت فوج طرب اندیشه مدار
کز غم و غصه بگرد تو سپاهیست عظیم