ایدل خوش از عبادت معبود غافلی
خوش میروی زیان شده از سود غافلی
گرمی دلا بجرم عقوبت ندیدهای
آتش دلیر میکنی از دود غافلی
در گام اولین چه زنی لاف قرب دوست
دورست، دور، منزل مقصود غافلی
قایل بوعدهگاه نهای همچو دیگران
یا از وفای وعدهٔ موعود غافلی
از لعل او دلا همه تلخی چشیدهای
ز آن نوشخندهای نمکسود غافلی
از سیمیا سرشته وجود تو زین سبب
دل بستهٔ نمودی و از بود غافلی
با وعدهٔ لقا چه نماید بهشت و حور
زاهد هر آن قدر که توان بود غافلی
عادت بخندهٔ شکر آلود کردهای
وز ذوق گریهٔ جگر آلود غافلی
« طالب » سری بکوی قناعت کشیدهای
یا از سعادت دل خشنود غافلی