طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۶۵۹

گایم همه شب خیال آن بچهٔ خان

از دور کنم در دهنش یا در کان

نزدیک چسان روم که او را دهنی است

بد بو چو دهان زخم در تابستان