طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۷۹

من راه وصال دوست آسان نروم

آشفتگی بود بسامان نروم

از «بصره» زنی بکعبه با پهلو رفت

من نامردم اگر بمژگان نروم