طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۴۸ - ۳

دور است ز آستانه لب صبح و شم

بر خاک نمیرسد جبین ادبم

غبنا که بساط سجده طی کرد سرم

دردا که ز مشق گوشه افتاد لبم