طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۸۲ - ۳

در گریه نمک سود کنم پارهٔ دل

الماس برون دهد ز فوارهٔ دل

زانگونه سیه دلم که گر کار افتد

در دیده کشم سرمه ز نظارهٔ دل