طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۳ - ۲

از بس بجهان ز فرقت یار و دیار

داغ نو و کهنه بر تنم گشته قطار

از جامه برون آمدنم دشوار است

زآن گونه که از پوست برون آید مار