طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۴۲۱ - ۲

گر بر سر راهت ای بکف ابر بهار

آمد ز قضا مار مبر، بد زنهار

زآن روی که چون دست تو گنج افشان دید

آمد چو گدایان بسر راهت مار