طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۴ - ۲

(طهماسقلی) که ذله می‌اندوزد

پیوسته چراغ حرص می‌افروزد

چون ممتلئی که پر بود از آروغ

از کون دهن بریش خود می‌گوزد