طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۰۳

هر صبحدم از پی شب تاری دارد

هر نشاء در آستین خماری دارد

جز اشک بعالم گل بیخاری نیست

وآن نیز پمژگان سرو کاری دارد