طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹۴

دوشم که زبس خیال خواب آمده بود

در خواب دلم باضطراب آمده بود

نوری دیدم ز جای جستم که مگر

یار آمده باشد آفتاب آمده بود