طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۲۸

چون خاطر من پرده ز رخسار افکند

صد قافله نور در جهان بار افکند

تا غنچهٔ من شکفته شد بلبل صبح

برگ گل خورشید ز منقار افکند