طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۱۸

عاشق شب هجر تن ز جان نشناسد

چشم از نگه و لب از فغان نشناسد

از بسکه تنگ دلست از کثرت غم

زخم نگه از زخم سنان نشناسد