طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۹۴

ای دیده ز گلشنت گلی سر نزند

کآتش بگلستان مه و خور نزند

با اینهمه خواری آنچنان کز خواری

جز خاک، کسی گل تو بر سر نزند