طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۹۸

آنم که صباح آرزو شام منست

هر جامی حسرتیست در جام منست

مرغی که هوائی شود از گلشن درد

آرامگهش در شکن دام منست