طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۰

جانها مجروح و خسته دارد زلفت

دلها در خون نشسته دارد زلفت

هر تاری زو کند بسوئی آهنگ

خوی سپه شکسته دارد زلفت