طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۳

تا خوی تو مهر بر زبانم بسته است

بر رشته جان راز نهانم بسته است

ز آن می‌نکشم نفس که ترسم گسلد

تار گلهٔ که بر زبانم بسته است