طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲۸

از تو تمام است، لطف‌نیم تمامی

گر ندهی بوسهٔ جواب سلامی

مستم ومشتاق گفتگوی محالست

کز تو قناعت کنم به پرسش نامی

سیر گل و لاله بی پیاله حرامست

گرد توگردم بیا بکش دوسه جامی

چند بیک پرده مطربا کنی آرام

نقل مکانی ز شعبهٔ بمقامی

دیده تهی شد سر پیاله سلامت

خون حلالی نباشد آب حرامی

در چمن جلوه «طالب» از صف خوبان

نیست چو طاوس ما تذر و خرامی