طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۸۳

گوش من و نالهٔ شبانهٔ مرغان

هوش من و صوت عاشقانهٔ مرغان

کسب هوا چون کنم که بام ندارم

خانهٔ ما همچو آشیانهٔ مرغان

آه زند حلقه بر در دلم آری

مار بود میهمان خانهٔ مرغان

صبح کن از چهره شام گلشنیان را

تا بنوا نشکند بهانهٔ مرغان

در حرم دل ز شوق کعبهٔ زلفت

گشته فراموش آب و دانهٔ مرغان

من چو برآرم ز دل صفیر نماند

در همه گلشن پری نشانهٔ مرغان

تا بچمن باد برده نکهت زلفش

طرفه نفاقیست در میانهٔ مرغان

غنچهٔ آسوده را ز خواب جهاند

هست مگر ناله تازیانهٔ مرغان