طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴۴ - ۲

می‌نوش کرده بانگ طرب گوش کرده‌ایم

وز نو گلی ضیافت آغوش کرده‌ایم

اول نهاده‌ایم چراغی براه دیر

شمع رواج میکده خاموش کرده‌ایم

برمغز هر گلی که ز جیب خیال خویش

بوئی ز امتحان زده بیهوش کرده‌ایم

زهریکه کرده ساقی دوران بجام ما

دل نوش نوش گفته و مانوش کرده‌ایم

«طالب» نه‌ایم در گله از دهر دورهاست

کز کردهای چرخ فراموش کرده‌ایم