طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹۷

من گل نچیده خار در آغوش کرده‌ام

من می‌نخورده حسرت می‌نوش کرده‌ام

زین باد آتشین که دلش نام کرده آه

ای‌بس چراغ عیش که خاموش کرده‌ام

نشنیده‌ایم ناله ز بلبل بغیر نام

تاگوش کرده نالهٔ خود گوش کرده‌ام

بیهوش داروئیست بتأثیر ناله‌ام

برگوش هر کرا زده بیهوش کرده‌ام

مشغول شکر نعمت وصل توام که باز

ز آن دوش پر ضیافت آغوش کرده‌ام

هردم جفا و جور رقیبم مده بیاد

کز کرده‌های چرخ فراموش کرده‌ام

«طالب» گرفته‌ام کم دیبای زرنگار

شرم از مجردان نمدپوش کرده‌ام