طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹۴

خوش آن ساعت که چشم از لذت دیدار پر سازم

بغل خالی نمایم از گل و از یار پر سازم

بصورت خانهٔ چین نقش او چون در خیال آرم

چنان گریم که چشم صورت دیوار پر سازم

کلامم دارد از توفیق حق آن طالع شهرت

که تا از لب برآرم کوچه و بازار پر سازم