طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸۰

مراد هر که دهد آسمان وسیله منم

چراغ هرکه فروزد فلک فتیله منم

اگرچه اهل وفا جمله صاحبان دلند

چراغ سلسله و زینت قبیله منم

حساب نیلهٔ خنک که طویلهٔ دهز

ز من شنو که نگهبان این طویله منم

دهم فروغ و کشم پرده نیز برخ کار

نظیر کرم شب افروز کرم پیله منم

تو خود بسوی خودت خوان که طالبان وصال

همه وسیله تراشند و بی وسیله منم

جمیله‌وار عروس جهان که چون «طالب»

طلاق گفتهٔ این شاهد جمیله منم