طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۰۷

تا شوم بیخود ز بویت هوش نازک می‌کنم

تا در آغوش کشم آغوش نازک می‌کنم

نغمه نازک می‌راود از لبت منهم ز شوق

در سماعش پرده‌های گوش نازک می‌کنم

بوتهٔ خار غمم لیک از رعونتهای عشق

جلوه با نخل تو دوشادوش نازک می‌کنم

کام شیرین مشربان از تلخیم بیذوق نیست

نیشم و آمیزشی با نوش نازک می‌کنم

پرده نازک می‌کشم « طالب » صفت بر حسن راز

می‌کنم گر شعلهٔ خس پوش نازک می‌کنم