کجاست عشق که درهای ذوق دربندم
بخونفشانی دل دیده را کمر بندم
کلید فضل جهانی بدست طبع منست
کدام در بگشایم کدام در بندم
اثر ز نالهٔ من دور و من بتار امید
مشعبدانه بر این نخلها ثمر بندم
نه از تو رحمی و نی طاقتی که این دل را
ز طرهٔ تو گشایم بمشک تر بندم
به پشت گرمی سر پنجهٔ ستم تا حشر
ز سینه وام کنم چاک و برجگر بندم
ز من تو کفر طلب گر نباشدم زنار
خیال موی میان تو بر کمر بندم
تو در خیالی و زیبد که تا سپیدهٔ صبح
دریچهٔ شب غم بر رخ سحر بندم
دل از هوای خزر برگرفتهئی «طالب»
بیا منت کمر اولین سفر بندم