یافتهدل زان دو شوخ نرگس اشهل
ذوق دویم ناز در کرشمهٔ اول
فرق من و خاک عشق را بمیان است
نسبت پیشانی برهمن و صندل
کمسخن افتادهای چه چاره کنم های
دیده صفت گوش را مگر کنم احول
نیست قرار دلی و راحت چشمی
خواب مرا همچو خواب بستر مخمل
تلخ بدشنام کن لبی که ضرور است
کام مرا شربتی ز شیرهٔ حنظل
بازوی حسن تراست شرم ز تعویذ
ناز حمایل مکن کرشمهٔ اول
بیمن و بیدوست مانده بود بگیتی
سلسلهٔ حسن و عشق هردو معطل
صفحهٔ تقویم گشته سینهٔ «طالب»
بس که کشیدش خدنگ ناز تو جدول