منم که میدهم آشفتگی بسنبل قرض
کند ز خامشیم نقد ناله بلبل قرض
ز بس بصحبت مرغ چمن گرفتارم
پی خریدن بلبلکنم ز راز گل قرض
چراغ کشتهٔ خود را بده کلیم بمن
که آتشیکنم از برق نعل دلدل قرض
فغان ز نرگس نوکیسهٔ بتان «طالب»
که میدهند نگاهی بصد تغافل قرض