غم آشنای تو گلگشت باغ میگردش
جبین فروزی شمع دماغ میگردش
بسوز عشق کسی را که دل غیور افتاد
شباهت گل سوری بباغ میگردش
دلم ز همدمی بلبلان پریشان نیست
حریف نغمگی خیل زاغ میگردش
مرا دلیستپریشانکه جلوههای نسیم
در آستین ریاحین دماغ میگردش
زچشم خلق گریزان دلیست «طالب» را
که کنجکاوی طبع سراغ میگردش