از خاطری نمیشنوم بوی انتعاش
گویا نچیدهکس گلی از روی انتعاش
لذت شناس درد تو دایم پی فریب
سنجد متاع غم بترازوی انتعاش
نگشود چین ز ناصیهٔ ماتم و هنوز
صد بار خفته بر خم ابروی انتعاش
برآستان دردچسان خوابخوش کنند
دلهای سر نهاده بزانوی انتعاش
برگلستان درد دمیدم نسیم درد
چندانکه غنچه گشت گل روی انتعاش
«طالب» عذار غصه برافروز کز حجاب
طوفان تراود از بن هر موی انتعاش