بریز گل بگریبان و می بنوش امروز
که روز باده فروش است و گلفروش امروز
هوا ببین و قدح گیر و سوی دشت خرام
نه روز گوشهنشین است و خرقهپوش امروز
خوشست خاطر دانا چنانکه نوحهٔ زاغ
نوای فاخته میایدم بگوش امروز
چرا نرقصد آهو چرا نخندد کبک
نشاط میزند از کوه و دشت جوش امروز
چنانکه از اثر عیش همچو مرغ هوا
زدل بسوی زمان میرود خروش امروز
چنانکه مرغ کند قصد آب و دانه زشاخ
زچرخ میل زمین میکند سروش امروز
گنه بگردن من زاهد ار نگیرد جام
بزور خویش بریزید در گلوش امروز
بیک پیاله پر هوش را ز مجلس انس
برون کنند که نامحرم است هوش امروز
بیاد بزم شهنشاه دوش عیشم خوش
گذشت و میگذرد خوشترم ز دوش امروز
چو روز عیش و نشاطست نوش کن «طالب»
قدح بحکم شهنشاه جرم پوش امروز