خیز و برگ جلوهئی زآن شاخ گل آزاد ریز
خون رشک از دیدهٔ سرو و دل شمشاد ریز
مرغ روح صد شکاری در طواف دام تست
آری آری صید حسنی دانه بر صیاد ریز
تا بکی نا مستعد ریزد شراب التفات
جرعهئی هم بر لب ارباب استعداد ریز
تا بدانی قدر خاکم را برای امتحان
ذرهئی در چشم نابینای مادر زاد ریز
ما نمی را گریهئی آخر ضرورست ای سحاب
چشم شیرین باش واشکی برسر فرهاد ریز
جزوی از اشعار «طالب» در بغل نه غنچهوار
باقی اوراق را در رهگذار باد ریز