راز خود از خود نهان میدار
قفل الماس بر دهان میدار
عاشقی حرف عشق را بدهان
پای برجای خود زبان میدار
چون چنار کهن بعمر دراز
شعله در مغز استخوان میدار
راه عشقست هان دلیر متاز
گاه میرو گهی عنان میدار
تا ابد گر بیفکنی «طالب»
تیر تدبیر در کمان میدار