طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۹

من کیم میخواره ای در کسوت پرهیزکار

معنی آلوده دامن صورت پرهیزکار

پاکدامانم ولی از بس بمشرب میزیم

نیست در بازار شرمم قیمت پرهیزکار

و چه رمزاست اینکه بر یک صفحه می‌بینم رقم

خواری تر دامنان با عزت پرهیزکار

از پی تر دامنان می‌بندم احرام نماز

زآنکه بس آلوده دیدم نیت پرهیزکار

نی نمک دارد نه شیرینی نه چربی ایدریغ

آش پرهیز است گوئی صحبت پرهیزکار

نیست یک غسل و وضو پرهیزکاران را درست

زانکه وسواس است دایم عادت پرهیزکار

پاک نیت کیست رندی کش بود در چشم خلق

صورت آلوده دامن سیرت پرهیزکار

«طالب» ار خواهی سر تر دامنان گردم بعذر

تا توان پرهیز کن از منت پرهیزکار