درمان لذیذ و درد ز درمان لذیذتر
وز هر دو تلخی لغم جانان لذیذتر
با لطف و قهر دوست رضا ده دلا که هست
اینز آن بچاشنی تر و آنز آن لذیذتر
لطفش مفرحی و عتابش جوارشیست
از عمر قیمتیتر و از جان لذیذتر
ذوق فغان زچاشنی دل شکستن است
هرچند دل شکسته تر افغان لذیذتر
از بوستان حسن دلا میوهچین که هست
سیب ذقن ز سیب صفاهان لذیذتر
زهریست حسرت توکه در کام جان بود
هر قطرهاش زصد شکرستان لذیذتر
ای ناچشیده لذت تیغش مگو که هست
آبی ز آب چشمهٔ حیوان لذیذتر
بگشا زبان که نکته موزون دلگشای
باشد لذیذ وز آن لب خندان لذیذتر
از پختگی بر شکیت به بود بکام
باشد لذیذ پخته و بریان لذیذتر
«طالب» بنوش باده که نزدیک عارفان
نبود جهان چو مشرب یاران لذیذتر