طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۴

در صدر عشق لوح و قلم را چه اعتبار

اینک مسیح معجزدم را چه اعتبار

جائیکه صفحه مهر بداغ جنون کنند

آنجا نگین خاتم جم را چه اعتبار

در کشوری که سکه بلخت جگر زنند

دینار را چه وزن و درم را چه اعتبار

تا برهمن کرشمه‌ئی از تازکی کشد

بر آستان کعبهٔ صنم را چه اعتبار

سهل است گر بهند عراقی عزیز نیست

در دیر آهوان حرم را چه اعتبار

مرد نیازمند بود قدر دان جود

در چشم بی نیاز کرم را چه اعتبار

غم در ولایت دل «طالب» مکرمست

بیرون ازین قلمرو غم را چه اعتبار