زان خوشدلم که هرچه ملالست بگذرد
روز مصیبت ار همه سالست بگذرد
چون هست امید وصل غم از بیم هجر نیست
دور فراق گرچه محالست بگذرد
نقشم مقیم نیست که آئینهٔ طینتم
از دیدهام هر آنچه خیالست بگذرد
دل برطرب مبند که دور بساط عیش
وحشیتر از رمنده غزالست بگذرد
«طالب» ز آشیانهٔ دلگیر روزگار
هرچند مرغ بیپر و بالست بگذرد