طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۸۰

ترک وفا کرد عهد یار نه این بود

دل بجفا داد شرط کار نه این بود

بود قرار اینکه ترک ما نگزینند

زود زما سیر شد قرار نه این بود

هجر تو بی اختیار داد مرا روی

ورنه مرا با تو اختیار نه این بود

یکشبه وصل تو هم بخواب ندیدم

حاصل صدساله انتظار نه این بود

درقدمت نقد جان زعجز فشاندم

ورنه ترا درخور نثار نه این بود

قاعده‌ها تازه گشته ورنه از این پیش

رسم مروت در این دیار نه این بود

یار نمک ریخت بر دلم ز چه «طالب»

مرهم دلهای داغدار نه این بود