اینک ره محنت قدمی پیش گذارید
یا گام بسعی من درویش گذارید
پویندهٔ راه طلبش سخت عزیز است
یاران همه سردرقدم خویش گذارید
درعشق صلاحی نبود جمله فساداست
دستی بدل مصلحت اندیش گذارید
روئین تن گردون نشود خسته بهر تیر
آهی بخرید ازمن ودرکیش گذارید
زوداست که آلودهٔ مرهم شود این زخم
یکچند مرا با جگر ریش گذارید
با پردگی قدس مرا خلوت انس است
لختی دل این غمکده را پیش گذارید
یاران همه را باد مبارک دل مجموع
ما را به پریشانی و تشویش گذارید
چون «طالب» آنغمزه بآئین جفا نیست
یک لحظه مرا با من درویش گذارید