تا دو چشمم دو نوبهار منند
گلفروشان وظیفه خوار منند
تا بود آن کمند مشکینم
آهوان ختن شکار منند
نسبت کودکان اشک یکیست
همه پروردهٔ کنار منند
آتش گل نمای خورشیدم
اختران فلک شرارمنند
روحشان درشکنجهٔ نفس است
بلبلانی که در جوارمنند
دم صبح است همتی «طالب»
که حریفان در انتظارمنند