عارف بروز ابر همان به که میکشد
وآنگاه می بزمزمهٔ چنگ و نیکشد
یک روز مانده تا رمضان جام می بیار
امروز اگر کسی نکشد باده کی کشد
بر زخم دل فتیله منه زانکه دل عذاب
زین تیر پنبه بیشتر از تیر نیکشد
عارف اگر بکام کشد جرعهئی ز می
به زانکه بار مملکت روم و ری کشد
«طالب» که جرعه نوش جهانگیر شاه شد
کی باده در پیالهٔ جمشید و کی کشد