خوبان ز لب نوش نباتی بفرستید
و زکنج دهان آب حیاتی بفرستید
ما دوزخیان را مگذارید در این سوز
از آتش غم خط نجاتی بفرستید
نقش لب ما گر نبود بوسهٔ نقدی
بر لعل لب خویش براتی بفرستید
ای اهل نظر دیدهٔ گل را صلواتیست
دیدید رخ او صلواتی بفرستید
خوبان بجهان مستحقی نیست چو «طالب»
اورا ز لب خویش زکاتی بفرستید