فصلی است که گل بر سر بستان حشر آرد
هر پیک نسیمی ز بهشتی خبر آرد
از تربیت آب و هوایش عجبی نیست
گر مرغ بریزد پر و گل برگ آرد
تکلیف خط سبز تو برگرد لب نوش
صد قافله طوطی بطواف شکر آرد
آتشکده شد دهر و هنوز از سر خاکم
بادی که وزد پنبهٔ داغ جگر آرد
« طالب » گلهٔ اهل وفا مختصر اولیست
افسانه چو از حد گذرد دردسر آرد