طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵۵

درد و محنت گرچه در صورت رکیک افتاده‌اند

لیک در معنی چو بینی نیک نیک افتاده‌اند

یکتن از ما در مقام فقر یا برجای نیست

جمله در دنبال حرص مرده ریگ افتاده‌اند

مردکشتی نیست با گردون کمی آری ز جهل

کرده‌اند احباب روزی چند لیک افتاده‌اند

زشت و زیبا را بهم گر نیست ربطی از چه رو

گرگ و یوسف هر دو در تهمت شریک افتاده‌اند

دست رد بر هیچ‌کس «طالب» منه کابنای دهر

بیک بیک در حد ذات خویش نیک افتاده‌اند